نچاق

وقتی بیمارباشی مادر بزرگه بگه نچاق و تو بگی نناق

نچاق

وقتی بیمارباشی مادر بزرگه بگه نچاق و تو بگی نناق

قهر

 

اصلا قهر.دیگه نه تو نه من.اگر هر آنچه را من میگم مخالفی دیگه حرفی برای گفتن نمونده.تو اون ور جو من اینور جو.نخود نخود هر که رود خانه خود.

این منطق ما آدماییه که با هم قهر میکنیم.به قول سعدی شاعر شیرین سخن ایران هر کس فرزند خود به جمال و عقل خود به کمال پندارد.

ما ها همه جاهایی که همدیگر را ملاقات می کنیم با هم بحث مون میشه.برای از میدان به در کردن همدیگه انواع شگرد ها را به کار میگیریم و وقتی نتیجه نداد از روش قهر استفاده میکنیم.

خیلی خب موسی به راه خود عیسی به راه خود.تو برو از اون ور منم منیرم ازین ور.اصلا من و تو راه مون جداست.

واقعا چگونه می شود همدیگر را مجاب کنیم طوریکه نه سوخ بسوزه نه کباب؟

میگه راهی یافت که نظرات هر دوی ما در آن لحاظ شده باشه؟

چرا انتظار داریم دیگری از همه مواضع خود عدول کنه ولی خودمان بر مواضع خود سخت پای بفشاریم؟

 

بابا ها هم بعله؟!

دوستش داری؟تماشائیه؟قشنگ خوابیده نیست؟با هم کنار خواهید اومد؟حتما در این شکی نیست.

نقش تربیتی پدر بحثی است مورد علاقه من.که مکرر به اون می پردازم.غیبت پدران و اثر آن بر فرزندان به خصوص پسران را همیشه مورد بحث قرار میدهم.

تازگی خانوم مهندس بیست و هفت ساله ایی بنام مریم میگفت :  دلم لک زده  یه بچه داشته باشم ولی شوهرم میگه :  تا خودمون سر و سامان نگیریم نمیشه بچه داشته باشیم داشتن بچه  یه  ریسکه .میگم : خب  همسرت چند ساله است؟میگه  : هم کلاسم بوده اونم بیست و هفت ساله.میگم :  اینم از مضار داشتن همسری همسن و سال خود.شما چی میگین؟

کودک آزاری(سکسوآل)

 

 

پوران 46 ساله لیسانس حسابداری با لیسانس جغرافی ازدواج کرده.ناراحته.چراش را میگم.پسرک دوم راهنمایی تپل مپلی داره.با خودش به محل کارش می بره.یه روز که سخت مشغول حسابرسی حقوق کارمندانش بوده فروشنده تریا بچه اش را فریب میده و با خودش می بره یه جایی دور و دنج که......خوشبختانه یه راننده تاکسی موج انفجاری از جنگ سر می رسد به اون جای دنج و قبل از اینکه بلایی سر پسرک بیاد با باتوم از خجالت بچه ربا در میاد.مشکلش را الان اینجوری طرح میکنه که بچه دچار افت تحصیلی شده.کمک میخواست.
هر گاه کودکی مورد آزار سکسوآل قرار گیرد در بزرگسالی احتمال آنکه مبتلا به اسکیزو فرنی بشود زیاد است .این بچه پدرش هم اسکیزو فرن است.اولیاء مدرسه در جریان باید قرار گیرند

بلوغ جسمانی و روانی

امروز که میخوام راجع به بلوغ جسمانی پسران برای والدین بچه های سوم راهنمایی مدرسه پسرم صحبت کنم باید یادم باشه من خودم با یه پسر سوم راهنمایی نتونستم عالی رفتار کنم.بیاییم سعی کنیم برای دیگران دوستانی خوب باشیم نه آقا بالا سر(اینو آریا به من آموخته).با هم کنار هم هم اندیشی کنیم چگونه می شود والدینی خوب منصف تربیت کنندگانی راهنمایی کننده باشیم.امروز عصر به اطلاع تان خواهم رساند موفق شدم یا خیر.دعا کنید روزی خوب در انتظارم باشد

سقوط هواپیما

از دانشگاه به خانه رسیدم.دیر بود.به خونه دوستانم دعوت بودم.مامان از صبح خونه ما بود.برایم غذای گرم و چایی سر میز گذاشتند.گفتم لباس بپوشم آماده بشم.کمی در کنار مامان موندم.خواستم برم که از اخبار جوانه ها شنیدم .....سقوط هواپیما......وای خدای من کجا؟تو منطقه مسکونی بلوک های آپارتمانی نیروی هوایی.....!چی شده؟............................ دهانم از تعجب باز مانده بود وای خدای من از دیشب تا حالا سر درد و حال تهوع

تنها کسی که تو این هواپیما برای من آشنا بود حمید رضا خیر خواه مجری صبح به خیر ایران بود.نمیتونم تصور کنم او از هفت صبح تو فرودگاه آماده پرواز بوده باشد و در ساعت یک و پنجاه دقیقه به پودر و خاکستر و یا یه هیکل جزغاله تبدیل شده باشد.سوگ واری برای خانواده های داغ دارشان تسلیتی فراهم می آورد گرچه....ولی آیا تمام کسانی که شاهد این صحنه بوده اند تا مدتها حال روانی خوبی خواهند داشت؟