نچاق

وقتی بیمارباشی مادر بزرگه بگه نچاق و تو بگی نناق

نچاق

وقتی بیمارباشی مادر بزرگه بگه نچاق و تو بگی نناق

تلفن و اینترنت چیز های جالبی است

مادر
لطیفی مثل بارانی تو مادر
نسیم صبح خندانی تو مادر
برای ریشه خشک خیالم
تو باران بهارانی تو مادر
*** حریم چشم تو ارامش من
فضای سینه ات اسایش من
اگر روزی نباشی با من ای جان!
گواه لحظه ها فرسایش من
*** به جز تو من گل میخک ندارم
تو گلبرگ سپیدی شک ندارم
منم گلدانی از میخک لبا لب
ببین مادر !به دنیا تک ندارم
*** بیا پر کن وجودم را پر از گل
پر از شعر بهار ونام بلبل
بیا امشب نگاهم کن دوباره
نشسته بر زبانم نقش سنبل
*** برایم اسمان را باز کن باز
به دنبال دلم پرواز کن باز
حدیث ات را پرنده خوب میگفت
حدیث عشق را اواز کن باز
پروین عابدی


چنین گوهری را خداوند گار
فرستاده بر صفحه روزگار
که با جان دل کودکان پرورد
جوانان دانا با بار آورد
چنان در دلش مهر فرزند خویش
که کودک ببیند خداوند خویش
بزرگی مادر چو داند کسی
زند بوسه بر پای مادر بسی
مقامش نگر پیش درگاه دوست
بهشت برین زیر اقدام اوست
ز دامان مادر رسد آدمی
بدانجا که بیند خدا را همی
ز دامان آن مادر برترین
رسدآدمی تا بهشت برین
هر آنکس که در خدمت مادرست
به درگاه حق جای برترست


مدت ده ماه میشه مسافرت نرفته ام.
درین مدت خیلی خسته شده ام.
این روز ها گرمای هوا بیداد میکند و رفتن به مسافرت چندان دلچسب نیست.مگر آنکه مطمئن باشی در طول راه و در مقصد خواهی توانست در جایی خنک استراحت کنی.
چه روز های خوبی بودند روز های خوش سفر.!
فارغ از همه وابستگی های آب و خاک .
سبکبال و بی دغدغه رفتن و رفتن.
و نماندن.
کاش همواره مسافری بودم با کوله بار سبکی از نیازمندی های اولیه.
ولی حیف که عادت دارم در شرایط خاص زندگی کنم.
مطمئنم عشایر که کوچ دارند از زندگی لذت بیشتری می برند و بهتر از من..........
چرا باید برای متمدن بودن جایی و جایگاهی داشته باشیم؟

آذر خیلی شجاعه.
مقابل این همه مخالف ایستاده.
وکیل گرفته .
تموم حقوقی را که از دست داده باز گردانده.
حالا تحریمش کرده اند.بچه هاش مادرش خواهرش برادرانش و همسران شان.
ولی او خوشحاله.
به من میگه سه تا پسرم که بزرگ شده اند.از آب و گل در آمده اند.
تهمتم می زنند.کنترلم می کنند.هر آدم نیرز مزاحمم میشه ولی ممکن نیست دیگه به اون خونه نکبت بر گردم.

با سلام به تعداد اندک دوستان وفاداری که با وجودیکه با اومدن به اینجا توشه ای نمی برند جز عشق.(که درین شکی نیست که همه بضاعت من عشق است و بس و آن به دنیا می ارزد).
من علاقه عجیبی به دیدن عکس دارم.شاید مثل همه بیسواد های دیگه که زبان عکس را بهتر از زبان نوشته می فهمند و هر وقت کتابی به تورشان بخوره اول همه عکس هاش را نگاه میکنند و بعد مشغول خوندنش میشن.
داشتم عکس آقای خاتمی را با احمدی نژاد نگاه می کردم وقتی به دعوت خاتمی احمدی نژاد پاسخ مثبت داده است .و یک ساعت و نیم بحث کرده اند تا تجربیات خاتمی در اختیار احمدی نژاد قرار گیرد و ......
از آنجا که خودم را علامه دهر تصور می کنم به ریزه کاری هایی در عکس توجه کردم که شاید بسیاری دیگران به آن اهمیت ندهند و از کنارش بگذرند در حالی که تصویر در ذهنشان اثراتی را می گذارد.از آنجا که در قصه ها آمده است شیطان توسط زنان در انسان ها وسوسه میکند نظر خودم را نمی نویسم .
امیدوارم ............