
اگر با کسی حرف زدی و او تو را نفهمید ناراحت میشی؟به چه فکری می افتی؟که او نافهم هست؟
ویا نتونستی اونجوری بگی که قابل فهم باشه؟هان؟
معلم به کسی میگویند که افکارو نوشته هاش در جهت بیداری و هوشیاری شاگردانش باشد و باهرزبان و بیانی که میتواند به شاگردان خود بفهماند که در جهنم خرافه و سیاهی دروغ و تظاهر - چه خطرها و چه مصیبت های بزرگی نهفته است۰
فکر نکنی با شخص بهشت یا رضوان و یا هر فرد دیگری خورده حساب دارم - ابدا۰ من با تفکر تو مخالفم . با نگاه تو به مسائل که عصاره بی خبری و خرافه هست مخالفم .......۰
من میگویم بنویس تا دختران جوان بدانند که به بهانه دین و خدا و پیامبر چقدر تو وامثال تو را تحقیر کردند وچقدر کتک زدند و چقدر حق ات را خوردند و چقدر تو را نصف و نیمه مرد بحساب آوردند۰۰۰۰۰ ازاینها بگو ولو با زبان آخوندی و یا هر طور که از کسی واهمه و ترسی نداری۰ قدری جلوی پایت را روشن کن تا احساس رضایت کنی۰
ببین عزیزم،ما به دلایل متعدد همدیگه را نمی فهمیم.فاکتور های متعدد هست که ما ها را نسبت به هم غریبه می کند.من چند تا از اونا را می شمرم بقیه اش را خودت بگو.
جنسیت متفاوت مان(تو مردی من زن)
ممکنه بگی چه ربطی داره؟(نباید فرقی داشته باشیم.چون هر دو انسانیم ولیکن از وقتی من و تو دنیا آمدیم با هامون برخورد متفاوتی شده.من و تو خیلی کوچولو بودیم و نمی تونستیم از فرهنگ غالب بر جامعه مان خود را رهایی دهیم.مادر و پدر مون هم که از من و تو بزرگتر بودند و به ظاهر قوی تر نتونستند فیلتر بذارند مبادا ما دو نفر متوجه شویم که رفتار های دوگانه با ما میشه.).
سن متفاوت من و تو(تو نازنین و جوانی و در آینه هم نمیتونی چیزایی را ببینی من مسن تر شده ام دو تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم سردی و گرمی روزگار را بیشتر از تو چشیده ام حالا دیگه تو خشت خام هم چیزایی می بینم که تو تو آینه هم نمی دیدی.هی منع می کنم اینکار را نکن من کرده ام و عواقبش را دیده ام.تو هم بی خیال می خندی و میگی بی خیال.ما بیدی نیستیم که ازین باد ها بلرزیم.).
وضعیت فرهنگی اقتصادی اجتماعی متفاوتی که من و تو در اون رشد کردیم و نضج گرفتیم.(خودت هم خوب میدونی و نیازی نداری که من بخوام حالی ات کنم که فقیر و غنی تحصیل کرده و بیسواد منزوی و اجتماعی با هم از زمین تا آسمون فرق میکنند.حالا مگر اینکه اراده ای باشه که بر همه این موانع پیروز شود.
سلامت و بیماری(اگر تو آدم سالمی باشی و من بیمار و هذیان گو خب تو نخواهی فهمید منظور من از او.ن بلغور ها که می کنم چیه.چون زبان من سمبلیک هست و قابل فهم برای همه نیست مگر آنکه خودم توضیح دهم منظورم چه بوده.که وقتی بیمار باشم توضیحاتم هم بر پیچیده تر نمودن کلامم می افزاید).
شخصیت معیوب(وقتی همه فکر و ذهن من با شخصیت معیوب دور و بر این موضوع می چرخد که کسی قصد آسیب منو داشته باشه و یا دیگران باید متوجه باشند من چه لعبتی هستم که دیگه هم فهمی به وجود نمیاد.).انواع شخصیت های معیوب که بر موضوعات مختلف تمرکز دارند.
باز هم با هم ازین حرفا خواهیم زد.قبول؟؟؟؟؟؟؟؟